الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

236

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

على ، و برادرش سيد ضياء الدّين عبد اللّه ، خاله‌زادگان علامه حلّى مىباشد . و نواده‌اش سيد عميد الدّين يادشده از وى روايت مىكرده و خود او از استاد نيك‌بختش سيّد جلال الدّين ، عبد الحميد بن سيد نسّابه علّامه شمس الدّين ابو على فخار بن معدّ بن فخار بن احمد حسينى موسوى روايت داشته و گفته است : خبر داد به من اجلّ اوحد سيد مجد الدّين ابو المظفر يوسف بن هبة اللّه بن يحيى بن بوقى واسطى ( اطال اللّه بقائه ) به قرائتى كه از او داشتم در مشهد حضرت حسين بن على ( صلوات اللّه عليهما ) گفت : خبر داد به من ابو جعفر هبة اللّه بن يحيى بن بوقى خبر داد به من شيخ ابو الحسن بصرى ، گفت : خبر داد به ما سعيد بن ناصر بستقى « * » در كرمان ، گفت : خبر داد قاضى ابو محمد سمندى ، گفت : خبر داد به من على بن محمد سمّان سكّرى ، گفت : به عراق رفتم . . . خبر طولانى است . مؤلف گويد : ممكن است عده‌اى را كه نام برديم از علماى عامه باشند ، مگر اين كه سيد مجد الدّين ابو المظفر يوسف را استثنا كرد ، براى اينكه سيد جلال الدّين با موقعيتى كه دارد در توصيف او گفته است : « الاجل الاوحد » و هم در مقام دعا براى او اظهار داشته « اطال اللّه بقائه » . شهيد اول در كتاب اربعين در ستايش از مترجم حاضر چنين گفته است : المولى السيّد العلّامة النسّابه فخر الدّين على . سيد جمال السادة ، على بن محمد بن اسماعيل محمّدى شيخ منتجب الدّين در فهرست مىنويسد : وى ثقه‌اى فاضل و متدين و سفير امام عليه السّلام بوده است . مؤلف گويد : بعيد نيست كه يكى از سفيران حضرت صاحب عليه السّلام تا روزگار شيخ طوسى زنده باشد و پيش از اين هم يادآورى شد .

--> ( * ) شايد همان بستيغى با غين است كه ياقوت در مجلد اول معجم البلدان ، ص 419 و جزرى در اول اللباب ص 151 ، از آن نام برده‌اند و مىنويسند يكى از قريه‌هاى نيشابور است - م .